[نگاهي ديگر]
با نگاهشان حرفها دارند؛نگاهی به دوردست اين مردان به چه خيره شده اند؟
برای من هم علامت سواليست ؛اما نه می دانم؛خيرگی تاريخ را در خود نهفته دارد
تاريخی پر تلاطم که از قعر زمانه ميايد.
او کلمه ای با من سخن نگفت و تا لحظه ای که دکمه شاتر را فشار دادم با نگاهش
من را همراهی کرد.
نگاهش را فراموش نکردم؛ او نيز.








